تبلیغات
گوناگون - زبان سالار

دانش
سالار به اقوام ترک ساکن ایالت کانسو(یا قانسو) چین اطلاق می‌شود که در غرب شهر لانچو در حاشیه جنوبی رود هوانگهو زندگی می‌کنند. معیشت ترکهای سالار اغلب از راه زراعت و دامپروری است.[۱]

یكی از لهجه‌های غربی تركی سالار در نزدیكیهای مرز قزاقستان در ناحیه گولچا مورد استفاده حدود ۲۰۰۰ نفر است.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] زبان سالار

یکی از زبان‌های ترکی و از شاخه اغوز است که حدود هفتاد هزار تن گوینده دارد. بیشتر سالارها در استان‌های گانسو و چینگ‌های در کشور چین زندگی می‌کنند.

در گذشته این زبان را لهجه‌ای از زبان اویغور می‌دانستند در صورتی که این زبان از نظر تاریخی جزء گروه اوغوز-ترکمن است زیرا سالارها از قبیلهٔ سالور (ترکمانان اوغوز) بوده و در سده ۱۴ (میلادی) (سال ۱۳۷۰ میلادی) از ترکستان به چین مهاجرت کرده‌اند. زبان سالار به دو گروه بزرگ گویشی تقسیم می‌شود. این انشعاب از آنجا نشأة گرفته‌است که یکی از شاخه‌های گویشی از زبانهای تبتی و چینی و شاخه دیگر از زبانهای اویغوری و قزاقی تأثیر پذیرفته‌است. فقط یك‌سوم جمعیت تركان سالار به زبان سالاری‌ای تكلم می‌كنند كه به تركمنی شبیه است. بخش دیگر نیز به زبان تبتی و تعداد بیشتر آنان به زبان چینی صحبت می‌كنند. حدود یک‌سوم از قوم سالار به زبان اصلی‌شان تکلم می‌کنند. علاوه بر زبان چینی بسیاری از سالارها به زبان تبتی نیز صحبت می‌کنند. زبان امروزی سالار تأثیر زیادی از زبان‌های همسایه چینی و تبتی گرفته‌است.در پایان باید گفت که ترکی سالار صورت مکتوب ندارد. به این خاطر تركهای سالار، به عنوان زبان نوشتاری خود تركی اویغوری را برگزیده بودند. اولین بار یک سیاح روسی به نام پوتانین (G.N.Potanin)در مورد این زبان تحقیقاتی به عمل آورد. وی در سالهای ۱۸۸۶-۱۸۸۳ در حین سفر تحقیقی‌اش به آسیای میانه با این قوم روبه‌رو گردید و اطلاعاتی از زبان آنان جمع‌آوری کرد. پوتانین در سال ۱۸۹۳ معلومات خود در باره زبان سالار را تدوین کرده، به همراه لغتنامه‌هایی کوچک منتشر کرد.[۲] چاپ جدید اثر پوتانین در سال 1950 به طبع رسید؛ اما این لغتنامه‌ها در آن گنجانده نشد.

پس از پوتانین شخصی دیگر به نام راک‌هیل W.W.Rockhill که مدتی در بین سالارهای چین به سر برده بود، در سال 1894 مشاهدات و اطلاعات شخصی‌اش در باره زبان و طرز زندگی سالارها را در کتابی[۳] درج کرد. راک‌هیل در نگارش لغات زبان سالار از سیستم آوانویسی Wide استفاده کرد که در اصل برای ثبت لغات زبان چینی بوده است. با این همه لغتنامه پوتانین از لغتنامه راک‌هیل موثق‌تر است.

[ویرایش] نمونه‌ای از این زبان

  • سای یَهخی دَرَی؟ (?Sai yehxi derei) به معنی: تو چطوری؟
  • مای یَهخیا اَیرا. (Mai yehxia eira) یعنی: من خوبم.

تعدادی لغت به ترك‍ی سالار طبق نمونه‌هایی كه پوتانین در روستای تاشكول واقع در كنار رود سنگیر یادداشت كرده است [۴] و معادل تركی آذربایجانی‌شان:

  • آخساخ (axax): لنگ، چلاق= آغساق
  • آروخ (arux): جوی، نهر= اَرخ
  • آگا (aga): آقا= آقا
  • آگاش (agaş): درخت= آقاچ
  • آگی (agı): زهر= آغو
  • آگیر (agır): سنگین= آغیر
  • آلچی (alçi): عدد شش= آلتی
  • آیاخ (ayax): پا= آیاق
  • اؤش (üş): عدد سه= اؤچ
  • اُخ (ox): تیر، فلش= اُخ
  • ایپخ (ipex): ابریشم= ایپک
  • ایدی (idi): عدد هفت= یددی
  • ایشكی (işki): عدد دو= ایككی
  • ایلان (ilan): مار= ایلان
  • ایلخ (ilex): الک، غربال= الک
  • بولوت (bulut): ابر= بولوت
  • پال (pal): عسل= بال
  • پالتا (palta): تبر= بالتا
  • پالچیگ (palçig): گِل= پالچیق
  • پالیگ (palig): ماهی= بالیق
  • پیر (pir): عدد یك= بیر
  • تؤرت (tört): چهار= دؤرد
  • تُتاخ (totax): لب= دُداق
  • تَمیر (temir): آهن= دمیر
  • توز (tuz): نمک= دوز
  • تیرناگ (tırnag): ناخن= دیرناق
  • چیچین (çiçin): توتون، دود= تؤتؤن
  • خاب (xap): ظرف، كاسه، قوطی= قاب
  • خاتی (xati): سفت، غلیظ، شدید= بَرک (؟)
  • خالون (xalun): ضخیم= قالین
  • خیسیراخ (xısırax): مادیان= قیسراق
  • ساگیر (sagır): كر، ناشنوا= ؟
  • سكسن (seksen): عدد هشتاد= سكسان
  • كاز (kaz): غاز= غاز
  • كانات (kanat): بال= قانات
  • كِگِلیخ (kegelix): كبک= ككلیک
  • كمه (keme): قایق= گمی
  • كوت (kut): گرگ= قوت و قورت
  • كؤخ (köx): آسمان، كبود= گؤگ
  • كوساخ (kusax): چینه‌دان، معده= قورساق (؟)
  • كولاخ (kulax): گوش= قولاق
  • كؤمیش (kümiş): نقره= گؤمؤش
  • كوی (koy): گوسفند ماده= قویون
  • كویروخ (kuyrux): دم= قویروق
  • كیزیل (kızıl): سرخ= قئزئل
  • كیشی (kişi): انسان، مرد= كیشی
  • كیلیش (kiliş): شمشیر= قیلیج
  • گُل (gol): بازو= قُل
  • گندیخ (gendix): ناف= گؤبك
  • گوری (guri): خشک= قوری
  • گؤمیر (gümir): زغال= كؤمؤر
  • یاخا (yaxa): یقه= یخه
  • یاخین (yaxın): نزدیک= یاخین
  • یارواخ (yarvax): برگ= یاپراق و یارپاق
  • یامان (yaman): بد= یامان
  • یاناخ (yanax): گونه (صورت)= یاناق
  • یؤز (yüz): چهره، عدد صد= یؤز
  • یول (yol): راه= یول
  • یوم (yum): ماسه= قوم




Admin Logo
themebox Logo